ترجمه "cripple" به فارسی
لنگ, چلاق, معلول بهترین ترجمه های "cripple" به فارسی هستند.
cripple
adjective
verb
noun
دستور زبان
Crippled. [..]
-
لنگ
nounThere, near the door, is a man who has been crippled all his life.
آنجا نزدیک در، مردی هست که تمام عمرش لنگ بود.
-
چلاق
It is quite eccentric, even for you, to have a crippled valet.
اين کاملا غير عاديه ، حتي براي تو ، که ملازم چلاق داشته باشي.
-
معلول
adjectiveor what inglorious Avars he had come from in his crippled, broken state.
یا در کدام جنگِ بدون افتخار آن طور معلول و مفلوک شده است.
-
ترجمه های کمتر
- افلیج
- عاجز
- شل
- چنگلوک
- لس
- لوک
- (امریکا - محلی) زمین باتلاقی و پوشیده از گیاه
- (مجازی) فلج کردن
- از کار انداختن
- شل کردن
- عاجز شدن
- فلج کردن
- معلول کردن
- چلاق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cripple " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن