ترجمه "crippling" به فارسی
شدید ترجمه "crippling" به فارسی است.
crippling
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of cripple. [..]
-
شدید
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crippling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crippling" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - محلی) زمین باتلاقی و پوشیده از گیاه · (مجازی) فلج کردن · از کار انداختن · افلیج · شل · شل کردن · عاجز · عاجز شدن · فلج کردن · لس · لنگ · لوک · معلول · معلول کردن · چلاق · چلاق کردن · چنگلوک
-
افلیج · شل · غیر مداوم · ق الچ · چلاق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن