ترجمه "critique" به فارسی

نقد, انتقاد, هنرسنجی بهترین ترجمه های "critique" به فارسی هستند.

critique verb noun دستور زبان

Essay in which another piece of work is criticised, reviewed, etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقد

    noun

    You always managed to critique my decisions... while at the same time buoying my spirits.

    همیشه یطورایی تصمیمات... من رو نقد میکردی درحالی که در همان حین روحییه منو سرزنده نگه میداشتی

  • انتقاد

    noun

    This critique, the justness of which was unfortunately lost on poor Catherine

    با این انتقاد، که کاترین طفلکی ضرر کرد و نفهمید چه قدر صائب است،

  • هنرسنجی

  • ترجمه های کمتر

    • نکوهش
    • (بررسی سنجشگرانه ی هر چیز) سنجشگری
    • (متن یا موضوعی را) سنجشگری کردن
    • بررسی و ارزشیابی کردن
    • نقد ادبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " critique " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "critique" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "critique" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه