ترجمه "criticize" به فارسی
انتقاد کردن, نکوهش کردن, نکوهیدن بهترین ترجمه های "criticize" به فارسی هستند.
criticize
verb
دستور زبان
(archaic) to find fault (with something) [..]
-
انتقاد کردن
verbThey criticized each other.
از یکدیگر انتقاد کردند.
-
نکوهش کردن
verbWhy is displaying a critical attitude toward others not helpful?
چرا نکوهش کردن دیگران صحیح نمیباشد؟
-
نکوهیدن
-
ترجمه های کمتر
- انتقاد (ادبی یا هنری و غیره) کردن
- تنقید کردن
- خرده گرفتن
- سخن سنجی کردن
- سرکوفت زدن
- عیب جویی کردن
- عیبجویی کردن
- نکوهشگری کردن
- هنرسنجی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " criticize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "criticize" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک) چگالی سرگشتی · غلظت بحرانی
-
زاویه ی بحرانی · زاویه ی حد · گوشه ی سرگشتی
-
فعالیت های مسیرهای بحرانی
-
انتقاد · باریکبین · بهگزین · خرده گیر · سخن سنج · سره شناس · سنجشگر · عیبجو · معاند · منتقد · نقاد · نقد · نقدگر · نکته گیر · نکوهشگر · هنرسنج
-
اندیشه انتقادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن