ترجمه "criticism" به فارسی

انتقاد, نکوهش, نقدگرایی بهترین ترجمه های "criticism" به فارسی هستند.

criticism noun دستور زبان

The act of criticising; a critical judgment passed or expressed; a critical observation or detailed examination and review; a critique; animadversion; censure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقاد

    noun

    To avoid criticism do nothing, say nothing, be nothing.

    برای اجتناب از انتقاد، کاری نکن، حرفی نزن، چیزی نباش.

  • نکوهش

    noun

    My dearest Ruvé, do I detect a note of criticism in your voice?

    رووه " عزيزم " توي لحن صدات درست متوجه نکوهش شدم ؟

  • نقدگرایی

    practice of judging the merits and faults of something or someone

  • ترجمه های کمتر

    • عیبجویی
    • هنرسنجی
    • تنقید
    • سنجشگری
    • نکوهشگری
    • هنرسنجگری
    • موشکافی
    • بازخواست
    • بررسی دانشمندانه (به ویژه پژوهش درباره ی اصل و تاریخ و تطور متون)
    • خرده گیری
    • سخن سنجی
    • علم و اصول هنرسنجی
    • مقاله یا خطابه ی انتقادی
    • نقد (ادبی و هنری)
    • نقد ادبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " criticism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "criticism" با ترجمه به فارسی

  • (فیزیک) چگالی سرگشتی · غلظت بحرانی
  • زاویه ی بحرانی · زاویه ی حد · گوشه ی سرگشتی
  • فعالیت های مسیرهای بحرانی
  • انتقاد · باریکبین · بهگزین · خرده گیر · سخن سنج · سره شناس · سنجشگر · عیبجو · معاند · منتقد · نقاد · نقد · نقدگر · نکته گیر · نکوهشگر · هنرسنج
  • اندیشه انتقادی
اضافه کردن

ترجمه های "criticism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه