ترجمه "criticaster" به فارسی

منتقد ناشی, منتقدی که واجد شرایط لازم نیست, هنرسنج بد بهترین ترجمه های "criticaster" به فارسی هستند.

criticaster noun دستور زبان

A petty or charlatan critic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منتقد ناشی

  • منتقدی که واجد شرایط لازم نیست

  • هنرسنج بد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " criticaster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "criticaster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه