ترجمه "criticise" به فارسی

عیبجویی کردن, (انگلیس) املای واژه ی : criticize, انتقاد کردن بهترین ترجمه های "criticise" به فارسی هستند.

criticise verb دستور زبان

To evaluate (something), and judge its merits and faults [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عیبجویی کردن

    verb

    to find fault [..]

  • (انگلیس) املای واژه ی : criticize

  • انتقاد کردن

    verb

    The Independent Monitoring Board (IMB) criticised the government's stance in its report and suggested travel restrictions for the country.

    هیئت مستقل نظارتی (IMB) از موضع دولت در گزارش خود انتقاد کرد و پیشنهاد به گذاشتن محدودیتهای سفری به این کشور را ارائه کرد.

  • نکوهش کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " criticise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "criticise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه