ترجمه "crony" به فارسی

رفیق, همدم, دوست صمیمی بهترین ترجمه های "crony" به فارسی هستند.

crony noun دستور زبان

(informal) Close friend. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رفیق

    noun

    Ashore, I had heard something of both Captain Peleg and his unaccountable old crony Bildad;

    در ساحل هم درباره ناخدا پهلگ و هم درباره ناخدا بیل داد که رفیق غیرقابل اعتماد قدیم او بود

  • همدم

    noun
  • دوست صمیمی

  • ترجمه های کمتر

    • رفیق جان جانی
    • شخص تابع
    • شخص وابسته
    • هم اطاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "crony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه