ترجمه "crook" به فارسی
کج کردن, دزد, نادرست بهترین ترجمه های "crook" به فارسی هستند.
crook
adjective
verb
noun
دستور زبان
A person who steals, lies, cheats or does other dishonest or illegal things; a criminal. [..]
-
کج کردن
verbWearing the crown for so many years must have left your neck a bit crooked.
سالها تاج بر سر گذاشتن حتماً گردنتون رو يه مقدار کج کرده
-
دزد
nounPapa, it's not my fault that he was a crook.
بابا اون دزد از آب در اومد تقصير من چيه ؟
-
نادرست
" Honesty is now taught by crooks. "
" حالا ديگه درستکاري رو آدماي فاسد و نادرست ياد ميدن "
-
ترجمه های کمتر
- متقلب
- کجی
- بدکار
- شیاد
- عصا
- انحنا
- کژرفتار
- کژی
- چفتیدن
- چفریدن
- بزهکار
- خمیدگی
- قلاب
- گود
- گرسنگی
- (خودمانی) دزدیدن
- (راه و غیره) پیچ
- (شبانان و مطران ها) چوبدستی (که یک سرش انحنا دارد)
- (عامیانه) کلاهبردار
- (هر چیز خم یا منحنی یا قلاب شکل) قلاب
- بالا کشیدن
- خم کردن یا شدن
- قلابدیس کردن یا شدن
- کج کردن یا شدن
- کش رفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crook " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crook" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک - در بررسی جریان های کم فشار برقی) لامپ کروکس
-
(فیزیک) تاریکی کروکس (بخش تیره ی کنار کاتد در لامپ های تهی ساز گازی)
-
اریب · خم · خمیده · دارای کژی یا انحنا · شفت · شیاد · قلابدار · متقلب · نادرست · ناراست · چمچاچ · کج · کج و معوج · کج و کوله · کلاهبردار · کژ · کژرفتار · کژمژ · یک وری
-
ویلیام کروکز
-
اریب · خم · خمیده · دارای کژی یا انحنا · شفت · شیاد · قلابدار · متقلب · نادرست · ناراست · چمچاچ · کج · کج و معوج · کج و کوله · کلاهبردار · کژ · کژرفتار · کژمژ · یک وری
-
اریب · خم · خمیده · دارای کژی یا انحنا · شفت · شیاد · قلابدار · متقلب · نادرست · ناراست · چمچاچ · کج · کج و معوج · کج و کوله · کلاهبردار · کژ · کژرفتار · کژمژ · یک وری
-
اریب · خم · خمیده · دارای کژی یا انحنا · شفت · شیاد · قلابدار · متقلب · نادرست · ناراست · چمچاچ · کج · کج و معوج · کج و کوله · کلاهبردار · کژ · کژرفتار · کژمژ · یک وری
-
اریب · خم · خمیده · دارای کژی یا انحنا · شفت · شیاد · قلابدار · متقلب · نادرست · ناراست · چمچاچ · کج · کج و معوج · کج و کوله · کلاهبردار · کژ · کژرفتار · کژمژ · یک وری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن