ترجمه "crossbow" به فارسی
کمان زنبورکی, (جنگ افزار قدیمی) کمان زنبورکی, خاج کمان بهترین ترجمه های "crossbow" به فارسی هستند.
crossbow
noun
دستور زبان
A mechanised weapon, based on the bow and arrow, which fires bolts. [..]
-
کمان زنبورکی
mechanised weapon based on the bow [..]
They call it a crossbow.
بهش میگن کمان زنبورکی
-
(جنگ افزار قدیمی) کمان زنبورکی
-
خاج کمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crossbow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Crossbow
Crossbow (TV series)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Crossbow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Crossbow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "crossbow"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن