ترجمه "crossbred" به فارسی

(گیاه و جانور) دورگه, آمیخته, دورگه بهترین ترجمه های "crossbred" به فارسی هستند.

crossbred noun adjective verb دستور زبان

Produced by breeding from two breeds, varieties or species. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (گیاه و جانور) دورگه

  • آمیخته

    adjective noun
  • دورگه

    adjective

    there were Queensland blues too, larger, with blue grey coats dappled in black, and all varieties of crossbreds between kelpie and blue.

    سگ کبود کویینزلند، درشت، با پشم کبودـ خاکستری و لکهای سیاه و نیز انواع دورگه میان سگ اروپایی و سگ کبود درمیانشان دیده میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • دگرگشن
    • زادگیری چلیپایی شده
    • پیوندی
    • چند رگه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crossbred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crossbred" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "crossbred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه