ترجمه "crucified" به فارسی

crucified adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of crucify. [..]

ترجمه خودکار " crucified " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"crucified" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای crucified در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "crucified" با ترجمه به فارسی

  • (از راه ممارست) به خود سختی دادن · بر صلیب آویختن · به صلابه کشیدن · به چهار میخ کشیدن · دمار از روزگار کسی درآوردن · ریاضت کشیدن · زجر دادن · شکنجه دادن · عذاب دادن · مصلوب کردن · ناامید کردن
اضافه کردن

ترجمه های "crucified" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه