ترجمه "crud" به فارسی

بیزارکننده, دون, پست بهترین ترجمه های "crud" به فارسی هستند.

crud noun interjection دستور زبان

(figuratively, by extension) Something of poor quality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیزارکننده

  • دون

  • پست

    noun adjective
  • ترجمه های کمتر

    • (خودمانی - با: the) بیماری خیالی یا ناشناخته
    • (خودمانی) تنفرانگیز
    • (خودمانی) کثافت (به ویژه اگر سیاه و چسبناک باشد)
    • (محلی) دلمه بستن
    • (محلی) رجوع شود به curd
    • درد بی درمون
    • نوشتن، خواندن، بروزرسانی، حذف
    • چیز دلمه شده و گندیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

CRUD noun دستور زبان

The basic operations of a database management system; Acronym of [i]create, read, update, delete[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"CRUD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای CRUD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "crud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه