ترجمه "crude" به فارسی

خام, زمخت, نفت بهترین ترجمه های "crude" به فارسی هستند.

crude adjective noun دستور زبان

Being in a natural state. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خام

    adjective

    statistics: in an unanalyzed form [..]

    But the crude oil is replaced with a battery.

    اما نفت خام جای خود را به باتری داده است.

  • زمخت

    adjective

    Roussin loved music, as he loved the other arts, crudely but sincerely.

    رو سن موسیقی را مانند دیگر هنرها به نحوی زمخت ولی صمیمانه دوست داشت.

  • نفت

    noun

    But the crude oil is replaced with a battery.

    اما نفت خام جای خود را به باتری داده است.

  • ترجمه های کمتر

    • خشن
    • ابتدایی
    • ناشیانه
    • ناپخته
    • ناپرورده
    • نارس
    • گستاخانه
    • عریان
    • سردستی
    • ناخالص
    • ناسره
    • مستهجن
    • نابالغ
    • برهنه
    • گستاخ
    • (آمار) ناویژه
    • (قدیمی) نرسیده (میوه)
    • بی ادب
    • بی ادبانه
    • بی نزاکت
    • بی پرده
    • خالی از ظرافت
    • خام دستانه
    • مواد نفتی
    • نفت خام
    • نفت پالایش نشده
    • هر چیز خام یا ناپرورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crude" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "crude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه