ترجمه "crudeness" به فارسی
زمختی, خامی, ناپختگی بهترین ترجمه های "crudeness" به فارسی هستند.
crudeness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being crude [..]
-
زمختی
As if crudeness was the most desirable thing.
این زمختی واقعا چیز دلخواه منه
-
خامی
His classification of human employments was rather crude
کارهای بشری را به طرز خامی طبقه بندی کرده بود
-
ناپختگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- بدویت
- توحش
- درشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crudeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crudeness" با ترجمه به فارسی
-
الیاف خام · محتواي فيبر
-
نفت خام سبک
-
نفت سنگین
-
(آمار) ناویژه · (قدیمی) نرسیده (میوه) · ابتدایی · برهنه · بی ادب · بی ادبانه · بی نزاکت · بی پرده · خالی از ظرافت · خام · خام دستانه · خشن · زمخت · سردستی · عریان · مستهجن · مواد نفتی · نابالغ · ناخالص · نارس · ناسره · ناشیانه · ناپخته · ناپرورده · نفت · نفت خام · نفت پالایش نشده · هر چیز خام یا ناپرورده · گستاخ · گستاخانه
-
عصارههاي اتري · چربی خام
-
مواد نفتی · نفت · نفت خام · نفت طبیعی
-
مواد خام
-
نفت خام ترش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن