ترجمه "cubbyhole" به فارسی

بیغوله, اتاقک, سوراخی بهترین ترجمه های "cubbyhole" به فارسی هستند.

cubbyhole noun دستور زبان

A small, cramped room. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیغوله

  • اتاقک

  • سوراخی

  • ترجمه های کمتر

    • غنودن
    • حفره
    • سوراخ
    • جای تنگ و کوچک
    • جای دنج
    • خانه قفسه
    • لانه کبوتر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cubbyhole " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cubbyhole" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه