ترجمه "cullis" به فارسی
جویچه, (معماری) ناودان, آب رو بهترین ترجمه های "cullis" به فارسی هستند.
cullis
noun
دستور زبان
A gutter in a roof; a channel or groove. [..]
-
جویچه
-
(معماری) ناودان
-
آب رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cullis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cullis" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی - خودمانی) · آدم احمق · دوست · شیادی کردن · همدم · همراه · همقطار · گوش بریدن · گول خور · گول زدن · گولو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن