ترجمه "cully" به فارسی

همقطار, گولو, همدم بهترین ترجمه های "cully" به فارسی هستند.

cully verb noun دستور زبان

A person who is easily tricked or imposed on; a dupe, a gullible person. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همقطار

  • گولو

    noun
  • همدم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • همراه
    • دوست
    • (قدیمی - خودمانی)
    • آدم احمق
    • شیادی کردن
    • گوش بریدن
    • گول خور
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cully " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cully" با ترجمه به فارسی

  • (معماری) ناودان · آب رو · جویچه
اضافه کردن

ترجمه های "cully" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه