ترجمه "culpable" به فارسی
مقصر, مجرم, آهمند بهترین ترجمه های "culpable" به فارسی هستند.
culpable
adjective
دستور زبان
meriting condemnation, censure or blame, especially as something wrong, harmful or injurious; blameworthy [..]
-
مقصر
adjectiveblameworthy
She cried only in rage, above all if it had its origins in her terror of culpability
او فقط به خاطر غیظ گریه میکرد، آن هم اگر خودش مقصر بود.
-
مجرم
adjectiveIf Berlin is hit and we did nothing, we are culpable.
، و ما کاري نکرده باشيم مجرم محسوب ميشيم
-
آهمند
-
ترجمه های کمتر
- تقصیرکار
- لغزشکار
- سزاوار سرزنش
- قابل ملامت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " culpable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "culpable" با ترجمه به فارسی
-
باتقصیر · مجرمانه · چنانکه سزاوارسرزنش باشد
-
تقصیر · شایستگی برای سرزنش · مجرمیت · مقصربودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن