ترجمه "cult" به فارسی

فرقه, پرستش, عبادت بهترین ترجمه های "cult" به فارسی هستند.

cult adjective noun دستور زبان

A group or doctrine with religious, philosophical or cultural identity sometimes viewed as a sect, often existing on the margins of society or exploitative towards its members. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرقه

    a sect [..]

    So you found yourself in the crosshairs of a delusional cult.

    پس خودت رو در تيررس يه فرقه باطل پيدا کردي.

  • پرستش

    His cult of violence was like a compass gone wrong, with the needle darting from north to south and from south to north.

    پرستش زور در او همچون قطبنمای سرگشتهای بود که عقربهٔ آن از شمال به جنوب و از جنوب به شمال میجست.

  • عبادت

    noun

    It was nothing but a cult.

    . تنها کاري که ميکنن عبادت کردنه

  • ترجمه های کمتر

    • پیروان
    • غضب
    • فرقه ضاله، گروهک تکفیری، دین نوظهور معمولاً با عقاید تند
    • هوس
    • موج
    • (پرستش شخص یا عقاید یا روش های بخصوصی به ویژه برای مدتی کوتاه) تب و تاب
    • آتش زود خاموش
    • آیین نیایش
    • اضطراب عمومی
    • اعضای فرقه
    • خشم زیاد
    • سینه چاکی
    • عشق مفرط
    • فرقه (گروه شبه مذهبی که معمولا در یکجا با هم زندگی کرده و تحت نفوذ رهبر پرجذبه ای قرار دارند و از عقاید افراطی یا غیرسنتی پیروی می کنند)
    • مراسم مذهبی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cult " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cult

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 58. [..]

+ اضافه کردن

"Cult" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cult در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "cult" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cult" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه