ترجمه "culminate" به فارسی

انجامیدن, (نجوم) به بالاترین یا پایین ترین حد خود رسیدن (در مورد اجرام سماوی), به اوج (اوگ) رسیدن یا رساندن بهترین ترجمه های "culminate" به فارسی هستند.

culminate verb دستور زبان

(intransitive, astronomy) Of a heavenly body, to be at the highest point, reach its greatest altitude. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجامیدن

    Verb verb
  • (نجوم) به بالاترین یا پایین ترین حد خود رسیدن (در مورد اجرام سماوی)

  • به اوج (اوگ) رسیدن یا رساندن

  • ترجمه های کمتر

    • به اوج رسيدن
    • به فرازینگاه رسیدن
    • به کمال رسیدن یا رساندن
    • منجر شدن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " culminate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "culminate" با ترجمه به فارسی

  • (نجوم - اجرام سماوی) بالاترین و پایین ترین حد · اتمام · اعلی درجه · اوج · اوگ · تکمیل · سرانجام · فرازینگاه · قله · منتهی درجه · نقطه اوج · گذر
  • انجامنده · در اوج · در بالاترین حد · فرازین
  • (نجوم - اجرام سماوی) بالاترین و پایین ترین حد · اتمام · اعلی درجه · اوج · اوگ · تکمیل · سرانجام · فرازینگاه · قله · منتهی درجه · نقطه اوج · گذر
اضافه کردن

ترجمه های "culminate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه