ترجمه "cupidity" به فارسی
حرص, طمع, آز بهترین ترجمه های "cupidity" به فارسی هستند.
cupidity
noun
دستور زبان
Extreme greed, especially for wealth. [..]
-
حرص
nounSending the plate, which had so excited Fagin's cupidity, to the banker's;
نقرهآلاتی که آن همه حرص و ولع فاجین را تحریک کرده بود به بانک فرستاده شد؛
-
طمع
nounbut whose cupidity exposes it only in the penniless.
اما، طمع او فقط جنایت کسانی را لو میدهد که مال و منالی ندارند.
-
آز
-
ترجمه های کمتر
- آزمندی
- از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cupidity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cupidity" با ترجمه به فارسی
-
بیماری مقاربتی
-
بیماری مقاربتی
-
(اسطوره ی روم) کوپید (دارگونه ی عشق که پسر ونوس بود و به صورت پسربچه ی بالداری با تیر و پیکان تجسم می شود) C( -2کوچک) تصویر کوپید (روی کارت تبریک و غیره) · کوپیدو
-
کوپید · کوپیدو
-
(به شکل کمان کوپید) کمانی · کمان دیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن