ترجمه "cupper" به فارسی
حجام, خونگیر بهترین ترجمه های "cupper" به فارسی هستند.
cupper
noun
دستور زبان
One who performs the operation of cupping. [..]
-
حجام
-
خونگیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cupper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن