ترجمه "cupping" به فارسی
(پزشکی) بادکش, خون گیری بهترین ترجمه های "cupping" به فارسی هستند.
cupping
noun
verb
دستور زبان
(medicine) A traditional therapeutic treatment in which heated glass cups were applied to the skin, supposedly to draw blood towards the surface. [..]
-
(پزشکی) بادکش
-
خون گیری
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cupping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cupping" با ترجمه به فارسی
-
قال
-
جام جم
-
فنجان اندازه گیری · پیمانه · پیمانه (به شکل لیوان)
-
(مکانیک) روغن دان (فنجانک کوچکی که روی بولبرینگ قرار دارد و هنگام گریس کاری آن را پر از گریس می کنند)
-
(به سلامتی دیگران) نوشیدن · (سر میز شام) جامی که در پایان خوراک دست به دست می گردد و هر کس از آن جرعه ای به سلامتی دیگران می نوشد · جرعه ی وداع · نوش · گیلاس آخری
-
(کار یا چیز) دلخواه · بحثی دیگر a different cup of tea) · دلپسند · سوگلی · قضیه ای سوای این · محبوب · مطلب · مقوله (بیشتر در این عبارت : مطلبی دیگر · پسند
-
جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶
-
جام شراب دارای دو یا چند دسته (که در مهمانی ها دست به دست می گرداندند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن