ترجمه "curlicue" به فارسی
طومار, پیچک, حلقه بهترین ترجمه های "curlicue" به فارسی هستند.
curlicue
verb
noun
دستور زبان
A fancy twisting or curling shape made from a series of concentric circles. [..]
-
طومار
noun -
پیچک
noun -
حلقه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (طراحی و خطنویسی و غیره) پیچ و تاب (که بر زیبایی می افزاید)
- آذین های خوشنویسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curlicue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن