ترجمه "curliness" به فارسی
فر, پیچ بهترین ترجمه های "curliness" به فارسی هستند.
curliness
noun
دستور زبان
The state of being curly [..]
-
فر
nounHe will be strong with curly hair, but dark, like yours.
با موهاي فر قوي اما تيره مثل تو
-
پیچ
nounMore curly silver writing on the front page said:
در صفحهی اول با خط پیچ و تابدار نقرهای نوشته بود:
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "curliness" با ترجمه به فارسی
-
بستن علامت "
-
(به ویژه برخی چوب ها) دارای رگه های موجدار · تابدار · دارای طرح موجی · سیمایی · شکنج دار · فرفری · مجعد · پرشکن · پرشکنج · پرپیچ و تاب · کلج دار
-
نویسه "
-
(به ویژه برخی چوب ها) دارای رگه های موجدار · تابدار · دارای طرح موجی · سیمایی · شکنج دار · فرفری · مجعد · پرشکن · پرشکنج · پرپیچ و تاب · کلج دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن