ترجمه "curly" به فارسی

مجعد, فرفری, تابدار بهترین ترجمه های "curly" به فارسی هستند.

curly adjective noun دستور زبان

a person or animal with curly hair. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجعد

    adjective

    He brought out a picture of two curly headed Italian urchins playing marbles.

    تابلویی آورد که در آن دو کودک مجعد ایطالیایی تیلهبازی میکردند.

  • فرفری

    adjective

    Madam Pomfrey was bending over a sixth year girl with long, curly hair.

    خانم پا مفری کنار دختری با موهای فرفری بلند دراز ایستاده بود.

  • تابدار

  • ترجمه های کمتر

    • سیمایی
    • پرشکن
    • پرشکنج
    • (به ویژه برخی چوب ها) دارای رگه های موجدار
    • دارای طرح موجی
    • شکنج دار
    • پرپیچ و تاب
    • کلج دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " curly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "curly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "curly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه