ترجمه "cursor" به فارسی
مکان نما, مکاننما, (روی صفحه ی کامپیوتر) جانما بهترین ترجمه های "cursor" به فارسی هستند.
cursor
verb
noun
دستور زبان
A part of any of several scientific instruments that moves back and forth to indicate a position [..]
-
مکان نما
nounThe point where you can insert text or graphics. It usually appears as a blinking vertical line.
-
مکاننما
part of a computer UI
Move the cursor to get the desired number of sides
حرکت مکاننما برای به دست آوردن تعداد اضلاع مورد نظر
-
(روی صفحه ی کامپیوتر) جانما
-
اشاره گر
nounyou see the round point in the middle where the cursor is —
نقطه گرد را در این وسط ، جایی که سرِ اشاره گر قرار داره، می بینید—
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cursor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cursor" با ترجمه به فارسی
-
تندروان · شترمرغیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن