ترجمه "cursorial" به فارسی

(جانور شناسی) دونده (دارای اندامی که آن را قادر به دویدن می کند) ترجمه "cursorial" به فارسی است.

cursorial adjective دستور زبان

For running. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (جانور شناسی) دونده (دارای اندامی که آن را قادر به دویدن می کند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cursorial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cursorial" با ترجمه به فارسی

  • شتاب · کارسردستی
  • (هرکاری که با عجله و بی دقتی و به طور سطحی انجام شود) سرسری · بی مبالات · سرسری · شتابزده · شورتی وار
  • شتاب · کارسردستی
اضافه کردن

ترجمه های "cursorial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه