ترجمه "customarily" به فارسی

معمولا, عادتا, عرفا بهترین ترجمه های "customarily" به فارسی هستند.

customarily adverb دستور زبان

(manner) In the customary manner; as is custom [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معمولا

    adverb

    who carried a small portable organ such as is customarily used by street preachers and singers.

    و ارگی به دوش میکشد از همان ارگهائی که معمولا واعظان و آوازهخوانهای دورهگرد به کار میبرند.

  • عادتا

  • عرفا

  • ترجمه های کمتر

    • عادی
    • طبق عرف یا عادت
    • طبق معمول
    • مثل همیشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " customarily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "customarily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه