ترجمه "customer" به فارسی
مشتری, خریدار, آدم بهترین ترجمه های "customer" به فارسی هستند.
a patron; one who purchases or receives a product or service from a business or merchant, or plans to [..]
-
مشتری
nounone who purchases or receives a product or service
The customer's always right, even when they're not.
مشتری همیشه حق دارد، حتّی زمانیکه حق ندارد.
-
خریدار
recipient of a good, service, product or idea
assure the customer of the broker's absolute integrity
تا خریدار از کفایت قطعی دلال مطمئن شود،
-
آدم
noun properIt's bad karma to get help from the customer!
اين اصلاً کار خوبي نيست که آدم! از مشتري خودش کمک بگيره
-
ترجمه های کمتر
- خريدار
- (عامیانه) طرف
- ارباب رجوع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " customer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
مشتری
noun properThe customer's always right, even when they're not.
مشتری همیشه حق دارد، حتّی زمانیکه حق ندارد.
-
خریدار، مشتری
تصاویر با "customer"
عباراتی شبیه به "customer" با ترجمه به فارسی
-
حفظ مشتریان
-
نصب مخصوص
-
رضایت مشتری
-
گيرنده سفارشي
-
ثبت نام مشتریان
-
مدیریت رضایت مشتریان