ترجمه "cutting edge" به فارسی
جلو, صف جلو, طلایه بهترین ترجمه های "cutting edge" به فارسی هستند.
cutting edge
adjective
noun
دستور زبان
the sharp edge of the blade of a knife or other cutting tool [..]
-
جلو
noun -
صف جلو
noun -
طلایه
noun
-
ترجمه های کمتر
- لبه ی بران
- مطابق آخرین روش های عملی
- هرچیز موثر یا اصلی
- پیشرو
- پیشگام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cutting edge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن