ترجمه "damsel" به فارسی

دخترک, خدمتکار, (قدیمی) دوشیزه بهترین ترجمه های "damsel" به فارسی هستند.

damsel noun دستور زبان

A young woman (of noble birth). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دخترک

    noun

    I'll play damsel in the glass tower.

    نقش دخترک در برج شيشه اي رو بازي ميکنم

  • خدمتکار

    noun

    To you, a damsel in distress.

    تو هم براش يه خدمتکار در دوران سختي

  • (قدیمی) دوشیزه

  • دختر خانم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " damsel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "damsel" با ترجمه به فارسی

  • آسيابكها · سنجاقكها · سنجاقکیان · ناجوربالیان
اضافه کردن

ترجمه های "damsel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه