ترجمه "dams" به فارسی
سدها, آببندها, اثرات مادري بهترین ترجمه های "dams" به فارسی هستند.
dams
verb
noun
Plural form of dam. [..]
-
سدها
-
آببندها
-
اثرات مادري
-
ترجمه های کمتر
- مادرها
- مادري
- والدين ماده
- ويژگي مادري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dams " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dams" با ترجمه به فارسی
-
سد هوور (روی رود کلرادو - امریکا)
-
وانگای فان دام
-
سدهای خاکی
-
نام پیشین : Hoover Dam
-
فحش · لعنت · لعنتی
-
سد نارک
-
سد مأرب
-
(دندان سازی) ورقه ی لاستیکی که برای خشک نگهداشتن دندان به کار می رود · (قدیمی) مادر · (مجازی) بندآوردن · (مجرا را) گرفتن · (معمولا با: up یا back) سد ساختن · (هرچیز سد مانند) مانع · (چهارپایان) مادر · آب سد · بازدار · بستن · بند · بنداب · جلوبست · جلوگیر · جلوگیری کردن · خاکریز · دریاچه ی پشت سد · راه بند · سد · سد ساختن · مام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن