ترجمه "darkling" به فارسی

تاریک, تیره, (شاعرانه) بهترین ترجمه های "darkling" به فارسی هستند.

darkling adjective noun verb adverb دستور زبان

darkness [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاریک

    adjective

    Through halls of iron and darkling door

    از میان تالارهای آهن و درهای تاریک

  • تیره

    noun
  • (شاعرانه)

  • ترجمه های کمتر

    • در تاریکی
    • در تیرگی
    • در حال تاریک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " darkling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "darkling" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) سوسک شبرو (تیره ی Tenebrionidae که آفت گیاه اند) · سوسک شب رو
  • (ادبی) · تار شدن · تاریک شدن · غم افزا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "darkling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه