ترجمه "darling" به فارسی
نازنین, دلدار, یار بهترین ترجمه های "darling" به فارسی هستند.
darling
adjective
noun
دستور زبان
Dear; cherished. [..]
-
نازنین
dear, cherished
Her darling boy. The light and color of her declining years.
پسرک نازنین نور و گرمای آخرین سالهای عمر پیرزن بود.
-
دلدار
nounperson who is dear to one
-
یار
nounperson who is dear to one
-
ترجمه های کمتر
- عزیز
- دلارام
- دلنواز
- دلفریب
- فریبا
- دلبر
- دلربا
- محبوب
- دلبند
- قشنگ
- گرامی
- نگار
- جانان
- ریکا
- جگرگوشه
- (خطاب) عزیزم
- (عامیانه) مامانی
- آدم دوست داشتنی و خوب
- دوست داشته
- مورد علاقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " darling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Darling
proper
noun
An Australian aboriginal language spoken in New South Wales. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Darling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Darling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "darling"
عباراتی شبیه به "darling" با ترجمه به فارسی
-
رود دارلینگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن