ترجمه "darn" به فارسی

فحش, لعنتی, رفو کردن بهترین ترجمه های "darn" به فارسی هستند.

darn adjective verb noun interjection adverb دستور زبان

(euphemism) Damn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فحش

    noun

    دشنام

  • لعنتی

    noun
  • رفو کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بسیار، خیلی کاملا، بکلی
    • لعنت
    • (در جامه وغیره) محل رفو شده
    • (لباس و پارچه ی پاره را) بخیه زدن
    • (نیک واژه ی damn - عامیانه) لعنت (بر)
    • (پارگی را) دوختن
    • بازدوزی کردن
    • محل باز دوخت شده
    • نکبت (darned هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " darn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "darn"

عباراتی شبیه به "darn" با ترجمه به فارسی

  • سنجاقک
  • رجوع شود به dragonfly · سنجاقک · سوزن رفوگری (از سوزن معمولی درازتر است)
  • رجوع شود به dragonfly
  • بازدوخت · بازدوزی · تعمیر لباس های کهنه یا پاره · جامه ای که باید رفوکاری یا بازدوزی شود · رفوکاری
  • بی برگ · سر در گم
اضافه کردن

ترجمه های "darn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه