ترجمه "darning" به فارسی
بازدوخت, بازدوزی, تعمیر لباس های کهنه یا پاره بهترین ترجمه های "darning" به فارسی هستند.
darning
noun
verb
دستور زبان
Present participle of darn. [..]
-
بازدوخت
-
بازدوزی
-
تعمیر لباس های کهنه یا پاره
-
ترجمه های کمتر
- جامه ای که باید رفوکاری یا بازدوزی شود
- رفوکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " darning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "darning" با ترجمه به فارسی
-
(در جامه وغیره) محل رفو شده · (لباس و پارچه ی پاره را) بخیه زدن · (نیک واژه ی damn - عامیانه) لعنت (بر) · (پارگی را) دوختن · بازدوزی کردن · بسیار، خیلی کاملا، بکلی · رفو کردن · فحش · لعنت · لعنتی · محل باز دوخت شده · نکبت (darned هم می گویند)
-
سنجاقک
-
رجوع شود به dragonfly · سنجاقک · سوزن رفوگری (از سوزن معمولی درازتر است)
-
رجوع شود به dragonfly
-
بی برگ · سر در گم
-
(در جامه وغیره) محل رفو شده · (لباس و پارچه ی پاره را) بخیه زدن · (نیک واژه ی damn - عامیانه) لعنت (بر) · (پارگی را) دوختن · بازدوزی کردن · بسیار، خیلی کاملا، بکلی · رفو کردن · فحش · لعنت · لعنتی · محل باز دوخت شده · نکبت (darned هم می گویند)
-
(در جامه وغیره) محل رفو شده · (لباس و پارچه ی پاره را) بخیه زدن · (نیک واژه ی damn - عامیانه) لعنت (بر) · (پارگی را) دوختن · بازدوزی کردن · بسیار، خیلی کاملا، بکلی · رفو کردن · فحش · لعنت · لعنتی · محل باز دوخت شده · نکبت (darned هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن