ترجمه "dash" به فارسی

خط تیره, خط فاصله, دویدن بهترین ترجمه های "dash" به فارسی هستند.

dash verb noun interjection دستور زبان

(typography) Any of the following symbols: ‒ ( figure dash ), – ( en dash ), — ( em dash ), or ― ( horizontal bar ). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط تیره

    typographic symbol

    I'll read every word, comma and dash if that's what you wish.

    خب ، اگه میخوای هر کلمه یا کاما یا خط تیره ای رو برات میخونم

  • خط فاصله

    A short horizontal line used as a punctuation mark.

    If you are reading with a child, the dash provides a reminder to pause and encourage the child to express himself.

    خط فاصله برای این است که به فرزندتان فرصت دهید افکار خود را بیان کند.

  • دویدن

    Verb verb
  • ترجمه های کمتر

    • ذره
    • افکندن
    • خوردن
    • حرارت
    • دوزدن
    • فش
    • پرنما
    • بریدگی
    • رشوه
    • انداختن
    • (آبگونه) پاشیدن
    • (اتومبیل) داشبرد
    • (با: away یا down) زدن
    • (باقلم یا قلم مو) ضربه ی سریع و شتاب آمیز 7
    • (به مقدار کمی) آمیختن
    • (در اصل) انعام
    • (در غرب افریقا)
    • (صدای خوردن شیشه به سنگ یا پاشیده شدن آب وغیره) جرنگ
    • (ظاهر) پرجلوه
    • (علایم نقطه گذاری در چاپ و نگارش - این نشان : 44 که طول آن دو برابر هایفن است) خط تیره
    • (قدیمی - عامیانه) لعنت کردن
    • (محکم و به منظور شکستن) پرتاب کردن
    • (مسابقات دو) دوسرعت
    • (ناگهان و به سرعت) حرکت کردن 0
    • آزرمگین کردن
    • از بین بردن
    • تند راه رفتن
    • جد و جهد
    • حرکت (تند و ناگهان)
    • خجل کردن
    • خط ربط
    • داشبورد 6
    • دلسرد کردن
    • دلشکسته کردن
    • دلگرمی 4
    • دو تند 3
    • دوزنی 2
    • رام کردن
    • سرعت داشتن
    • شرمسار کردن
    • شرپ 1
    • شوق و ذوق
    • فرو کردن
    • قوه تشخیص
    • مغموم کردن
    • مقدار کم
    • نومید کردن
    • هراس کردن
    • پرنمود 5
    • کوفتن (بر)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dash proper

A male given name

+ اضافه کردن

"Dash" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dash در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "dash"

عباراتی شبیه به "dash" با ترجمه به فارسی

  • (اتومبیل) چراغ داشبرد
  • ناامیدی · نومیدی · یاس
  • خط تیره · سهچهارمخط
  • (به ویژه انگلیس - روکار ساختمان) ریگدار · سنگریزه دار
  • با نشاط · خوش تیپ · شاداب · پر شوق و ذوق · پست · گیرا و پر جلوه
  • منقوط
  • تمامخط · خط تیره کشیده
  • با نشاط · خوش تیپ · شاداب · پر شوق و ذوق · پست · گیرا و پر جلوه
اضافه کردن

ترجمه های "dash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه