ترجمه "dashboard" به فارسی
داشبورد, کارپوشه, (اتومبیل) داشبرد بهترین ترجمه های "dashboard" به فارسی هستند.
dashboard
verb
noun
دستور زبان
An upturned screen of wood or leather placed on the front of a horse-drawn carriage, sleigh or other vehicle that protected the driver from mud, debris, water and snow thrown up by the horse's hooves. [..]
-
داشبورد
nounداشبورد ماشین
Ron pressed a tiny silver button on the dashboard.
رون دکمهی نقرهای ظریفی بر روی داشبورد را فشار داد.
-
کارپوشه
کارپوشه
-
(اتومبیل) داشبرد
-
ترجمه های کمتر
- (در اصل) دیواره ی شیشه ای و (غیره) در جلوی قایق موتوری برای جلوگیری از پاشیده شدن آب به درون
- دیواره یا پرده ی طرفین کالسکه و غیره برای جلوگیری از ریزش گل و آب به درون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dashboard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dashboard
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dashboard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dashboard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dashboard"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن