ترجمه "daw" به فارسی

زاغچه, زاغی, پگاه بهترین ترجمه های "daw" به فارسی هستند.

daw verb noun دستور زبان

a jackdaw (a bird) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زاغچه

    noun
  • زاغی

    noun
  • پگاه

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • (اسکاتلند) سحر
    • رجوع شود به jackdaw
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

daW noun

a unit of power equal to ten watts.

+ اضافه کردن

"daW" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای daW در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

Daw proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Daw" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Daw در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

DAW abbreviation

Dispense As Written [..]

+ اضافه کردن

"DAW" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DAW در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "daw"

اضافه کردن

ترجمه های "daw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه