ترجمه "dawdle" به فارسی
(با ولگردی یا آهسته کاری) وقت تلف کردن, اهمال كردن, اين پا آن پا كردن بهترین ترجمه های "dawdle" به فارسی هستند.
dawdle
verb
noun
دستور زبان
To spend time idly and unfruitfully, to waste time. [..]
-
(با ولگردی یا آهسته کاری) وقت تلف کردن
-
اهمال كردن
-
اين پا آن پا كردن
-
ترجمه های کمتر
- تعلل كردن
- دست دست كردن
- فس فس کردن
- وقت کشی کردن (معمولابا: away)
- ولگردی کردن
- کرکری خواندن
- گهتباهی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dawdle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن