ترجمه "deaf" به فارسی

کر, ناشنوا, كر بهترین ترجمه های "deaf" به فارسی هستند.

deaf adjective verb noun دستور زبان

Not having the faculty of hearing, or only partially able to hear. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کر

    noun

    unable to hear

    Thus being somewhat deaf, she could control the conversation on both sides of her.

    به این ترتیب او میتوانست، نیمه کر، گفتگو را در هر دو سوی خود زیر نظر بگیرد.

  • ناشنوا

    adjective noun

    unable to hear

    Beethoven was deaf in his late years.

    بتهوون در سالهای آخر عمرش ناشنوا بود.

  • كر

    Not having the faculty of hearing, or only having a restricted capability to hear.

    those wet lips and hot kisses will be falling on deaf ears for a long time

    اون لب هاي مرطوب و بوسه هاي داغ براي مدت زيادي بايد را گوش هاي كر فرود بيان

  • ترجمه های کمتر

    • اونشان
    • کر (به طور کامل یا نسبی)
    • کر شدن
    • کر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deaf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Deaf adjective دستور زبان

Of or relating to the culture surrounding deaf users of sign languages. [..]

+ اضافه کردن

"Deaf" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Deaf در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "deaf" با ترجمه به فارسی

  • دستگاه تلفن ناشنوایان
  • سنگین گوشی · ناشنوایی · کری
  • ناشنوا - ناگویا · وابسته به کر و لال ها · کر و لال
  • فاقد حساسیت نسبت به ریزه کاری های موسیقی
  • کاملا کر
  • (ناپسند) کر و لال (بیشتر می گویند: deaf-mute) · وابسته به کر و لال ها
  • (فقدان قدرت درک واژه ها) واژه کری (auditory aphasia هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "deaf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه