ترجمه "deafness" به فارسی

کری, ناشنوایی, سنگین گوشی بهترین ترجمه های "deafness" به فارسی هستند.

deafness noun دستور زبان

The condition of being deaf; the lack or loss of the ability to hear. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کری

    noun

    He was like a deaf man whose sight growskeener

    مانند کری بود که نگاهی نافذ داشته باشد.

  • ناشنوایی

    partial or total inability to hear [..]

    I had thought of deafness entirely as an illness.

    من ناشنوایی را کاملا یک بیماری تلقی میکردم.

  • سنگین گوشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deafness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deafness" با ترجمه به فارسی

  • دستگاه تلفن ناشنوایان
  • اونشان · كر · ناشنوا · کر · کر (به طور کامل یا نسبی) · کر شدن · کر کردن
  • ناشنوا - ناگویا · وابسته به کر و لال ها · کر و لال
  • فاقد حساسیت نسبت به ریزه کاری های موسیقی
  • کاملا کر
  • (ناپسند) کر و لال (بیشتر می گویند: deaf-mute) · وابسته به کر و لال ها
  • (فقدان قدرت درک واژه ها) واژه کری (auditory aphasia هم می گویند)
  • اونشان · كر · ناشنوا · کر · کر (به طور کامل یا نسبی) · کر شدن · کر کردن
اضافه کردن

ترجمه های "deafness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه