ترجمه "dearness" به فارسی
عزیزی, گرانی بهترین ترجمه های "dearness" به فارسی هستند.
dearness
noun
دستور زبان
The quality of having great value or price. [..]
-
عزیزی
He could not praise enough dear Carlos's tact and courage.
او واقعا نمیدانست به چه زبانی کارلوس عزیزی را به خاطر کاردانی و شجاعتش تحسین و ستایش کند.
-
گرانی
His breakfast varied in cost from two to four sous, according as eggs were dear or cheap.
بهای صبحانهاش به نسبت گرانی و ارزانی تخم مرغ از دو تا چهار سو میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dearness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dearness" با ترجمه به فارسی
-
(در نامه نگاری - حرف بزرگ) فرمند · آقای · ارجمند · از ته دل · انگبین · جانم · جناب آقای · خانم · دلبند · دوست داشتنی · شهد · صادقانه · صمیمانه · عزیز · فری · مشتاق · ملوس · مورد علاقه · ناز · نازنین · والا · پر هزینه · گرامی · گران · گرانبها · گرانقدر · گرانمایه · گزاف
-
ای بابا
-
(عامیانه) · نامه ی قطع رابطه · نامه ی وداع (نامه ای که زن به شوهر می نویسد و تقاضای طلاق می کند یا دوست دختر به پسر می نویسد و با او قطع رابطه می کند)
-
پول با ارزش
-
(حک و اصلاح متن و حاشیه نویسی کردن و غیره) ویرایش
-
خرید با ارزش
-
تسلی دادن · گرامی داشتن
-
(در نامه نگاری - حرف بزرگ) فرمند · آقای · ارجمند · از ته دل · انگبین · جانم · جناب آقای · خانم · دلبند · دوست داشتنی · شهد · صادقانه · صمیمانه · عزیز · فری · مشتاق · ملوس · مورد علاقه · ناز · نازنین · والا · پر هزینه · گرامی · گران · گرانبها · گرانقدر · گرانمایه · گزاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن