ترجمه "dearth" به فارسی
قحطی, کمیابی, کمبود بهترین ترجمه های "dearth" به فارسی هستند.
dearth
noun
دستور زبان
(Can we clean up (+) this sense?) A period or condition when food is rare and hence expensive; famine. [..]
-
قحطی
nounperiod when food is rare
we have a huge dearth of stories about how to move forward creatively from here.
ما قحطی بسیاری داریم در زمینه ی داستان هایی درباره ی اینکه چگونه از اینجا به شکل خلاقانه جلو برویم.
-
کمیابی
noun -
کمبود
nounYou don't have any dearth of free time.
تو کمبود زماني نداري
-
ترجمه های کمتر
- qḥṭy
- خشکسالی
- نایابی
- کمداشت
- گرانبهایی
- قلت
- کسری
- گزافی
- ندرت
- (در اصل) گرانی
- تنگ سالی
- عدد کم
- قحط و غلا
- كميابي و گرانی
- کمبود خوراک
- کمیابی و گرانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dearth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن