ترجمه "decency" به فارسی
معرفت, ادب, لطف بهترین ترجمه های "decency" به فارسی هستند.
decency
noun
دستور زبان
the quality of being decent; propriety [..]
-
معرفت
nounHow about a little common decency?
چطوره يکم معرفت داشته باشي ؟
-
ادب
nounYou should have the decency to stand when you speak to a lady.
بايد ادب داشته باشي ، و وقتي با يه بانو صحبت مي کني بلند شي و بايستي
-
لطف
nounIf you've got any decency as a human being, you won't leave us here.
اگه يکم لطف و انسانيت داشته باشيد ما رو اينجا رها نميکنيد
-
ترجمه های کمتر
- شایستگی
- محبت
- بزرگواری
- مناسبت
- (جمع) آداب و اصول
- (جمع) تسهیلات و نیازهای زندگی خوب
- آبرومندی (رجوع شود به decent)
- نزاکت و حسن سلوک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن