ترجمه "decompress" به فارسی

(فشار را از بین بردن) وافشردن, (فضانورد یا غواص و غیره را به کمک ابزار ویژه از خطر هوای فشرده رهانیدن) فشار زدایی کردن بهترین ترجمه های "decompress" به فارسی هستند.

decompress verb دستور زبان

(transitive) To relieve the pressure or compression on something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (فشار را از بین بردن) وافشردن

  • (فضانورد یا غواص و غیره را به کمک ابزار ویژه از خطر هوای فشرده رهانیدن) فشار زدایی کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decompress " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "decompress" با ترجمه به فارسی

  • (جراحی) فشار کاهی (عمل جراحی به منظور کاستن فشار) · برداشت فشار · فشار زدایی · وافشاری
  • (پزشکی) بیماری فشارکاهی (تشکیل حباب های نیتروژن در خون و بافت های بدن فضانوردان و غواصان و غیره در اثر کاهش ناگهانی فشار محیط) · بیماری تراکم زدایی
  • (جراحی) فشار کاهی (عمل جراحی به منظور کاستن فشار) · برداشت فشار · فشار زدایی · وافشاری
اضافه کردن

ترجمه های "decompress" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه