ترجمه "decomposition" به فارسی
تجزیه, تجزيه, فروزینگی بهترین ترجمه های "decomposition" به فارسی هستند.
A biological process through which organic material is reduced to e.g. compost [..]
-
تجزیه
breaking down of living matter
Organic residues with or without soil that have undergone biological decomposition
پسماندهای آلی دارا یا فاقد خاک که دستخوش تجزیه بیولوژیکی شدهاند
-
تجزيه
The victims they found in Texas were preserved, delaying their decomposition.
قرباني هايي که تو تگزاس پيدا شدند نگهداري شده بودند تا تجزيه جسدشون به تاخير بياقته
-
فروزینگی
-
ترجمه های کمتر
- وابسپارش
- فساد
- فروریختگی
- انحلال
- حل
- تجزيه گرمايي
- فروزينگي شيميايي
- فروزینگي گرمايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decomposition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تجزیه
Decomposition by fungi or other microorganisms of uncut, cut or processed wood
تجزیه چوب برش نخورده، برش خورده و عملآمده، به وسیله قارچ یا سایر میکروارگانیسمها
تصاویر با "decomposition"
عباراتی شبیه به "decomposition" با ترجمه به فارسی
-
روش تجزیه
-
دوبارترکیب شده · مرکب درمرکب
-
اصل تجزیه
-
قلب وتحریف
-
رجوع شود به metathesis · قلب وتحریف
-
تجزيه · تجزيه گرمايي · فروزينگي شيميايي · فروزینگي گرمايي · فروزینگی · وابسپارش
-
تجزیه مقدارهای منفرد
-
تجزیه شیمیایی