ترجمه "decompound" به فارسی

بازسرشتن, واهشتن, واپاشیدن بهترین ترجمه های "decompound" به فارسی هستند.

decompound adjective verb noun دستور زبان

Compound of what is already compounded; compounded a second time. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازسرشتن

  • واهشتن

  • واپاشیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (ترکیبی ازچیزهای مرکب) باز سرشته
    • (در اصل) چیزهای مرکب را دوباره ترکیب کردن
    • (گیاه شناسی) بازهشته (دارای بخش هایی که خود از چند بخش ساخته شده اند)
    • باز آمیخته
    • تجزیه کردن
    • واپاش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " decompound " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "decompound" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه